دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
124
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
اسن بوقا ، خان چغتاى ، در برابر ابو سعيد بر طرف شد و ابو سعيد در سال 860 / 1456 از برادر ارشد اسن بوقا يعنى يونس حمايت كرد و او را به عنوان حاكم دستنشانده در مغولستان به رسميت شناخت . اگر نتيجه بگيريم كه ابو سعيد پس از برقرارى روابط دوستانه با جهانشاه ( پس از سال 863 / 1458 ) عقيده توسعه حاكميت تيموريان را در مناطق مفتوحه تركمانان وانهاده بود ، به بيراهه خواهيم رفت . اين مسأله زمانى آشكار شد كه جهانشاه در اوايل سال 872 / در پايان 1467 عليه رقيب خود اوزون حسن از تركمانان آق قويونلو وارد ميدان شد و در برخورد با او جان خود را باخت . ابو سعيد كاملا آگاه بود كه اگر وى جوانب خطر ظهور اوزون حسن را به درستى نسنجد ، بازپسگيرى مناطق ايرانى كه پيشتر به دست قراقويونلوها افتاده بود و اكنون در اختيار آق قويونلوها بود ، اميد بيهودهاى بيش نبوده و در واقع تحقق اين اميد ناممكن خواهد بود . در رويارويى با اين خطر ، اتحاد و ائتلاف سنتى بين تيموريان و آق قويونلوها ديگر كارساز نبود . از اين رو ابو سعيد به بهانه نجات حسنعلى فرزند جهانشاه كه در جنگ ناموفق با آق قويونلوها از او كمك خواسته بود ، لشكر خود را به سمت غرب حركت داد . حتى شروع اين عمليات هم در آغاز شعبان 872 / اواخر فوريه 1468 ، كاملا جسارتآميز و با طراحى اندكى همراه بود و وى نيز انتظار نداشت كه تمامى نيروهاى تحت اختيارش وارد ميدان شوند زيرا كه او فقط به ذخاير كافى خود دلبسته بود . او در واقع براى عزل حاكمان تركمان عراق عجم و فارس عازم شد ؛ هرچند استيلا و سيطره او در نواحى ديگر ازجمله گيلان نيز تنفيذ گرديد ؛ امّا او بدون توجه به ايجاد نظم در پشتكرانهها به پيشروى خود ادامه داد و در تسخير همه قلاع و استحكامات ناكام ماند ( مثلا يكى از آنها رى بود كه مىبايد از معبر فرعى آن مىگذشت ) . او حتى به ابراز مودت و دوستى جدى و هدفهاى صلحآميز اوزون حسن كه او را جلوبر كرده بود ، وقعى ننهاد . در واقع موقعيت براى ابو سعيد بسيار نامساعد بود . پس از پايان زندگى مصيبتبار جهانشاه ، شمارى از اميران و اعضاى اتحاديه قراقويونلو وجود داشتند كه مىخواستند سرنوشت خود را با سرنوشت رهبرى جديدى بخصوص در لشكركشى عليه اوزون حسن پيوند دهند . از اين رو هنگامى كه ، سپاه تيموريان وارد ميانه شد ، يوسف پسر جهانشاه و شمار زيادى از اميران قراقويونلو و سپاهيانى كه شمارشان بالغ بر پنجاه هزار نفر بود به او پيوستند ؛ شاهزاده حسنعلى بن جهانشاه هم همراه فرزندش اميرزاده على به او ملحق شد ؛ و هنگامى كه در ساحل رود ارس به قشلاق پرداخته بود ، فرخ يسار شروانشاه هم كه متحد او بود ، به دو پيوست . دراين ايام سپاه تيمورى به رغم افزونى قدرت و توان آن ، در يك موقعيت بحرانى قرار گرفت ؛